عزت الله مولايى نيا همدانى

413

نسخ در قرآن ( فارسى )

و اثبات روز به جاى آن و يا محو دنيا و اثبات آخرت و يا قبض ارواح در حالت خواب و ارسال آن در بيدارى و بالأخره جريان قضا و قدر شب قدر و . . . مسموع نمىباشد ؛ زيرا هيچ دليلى بر تخصيص و انحصار آيه ، بدين موارد وجود ندارد ؛ زيرا آيه از حيث لفظ اطلاق دارد و ضرورت مشاهده حقايق در عرصه محو و اثبات نيز آن را حتميت مىبخشد ، چرا كه هر شىء در مقايسه با دو زمان ، تبدّل و دگرگونى ذاتى ، صفاتى و رفتارى دارد ، ولى در عين حال در آن را به اعتبار خودش و بر حسب وقوعش بنگريم ، مىبينيم كه ثابت لايتغير است ، زيرا الشىء لا يتغيّر عما وقع عليه . خلاصهء گفتار خلاصه اينكه اشياى مشهود داراى چند جهت‌اند : الف - جهت تغيير و دگرگونى ، مانند : مرگ ، حيات ، زوال ، بقا و انواع دگرگونيها . ب - جهت اثبات و پيوستگى ، به طورى كه هرگز از هستى خود دگرگونى نمىيابد كه آيهء كريمه ، بر هر دو جهت صادق است . ج - خداوند در هر چيزى قضا و حكم ثابت و لايتغيّرى دارد ، اما دائرهء تغييرات تنها در عرصهء امور غير حتمى قرار دارد نه در امور و قضا و قدر حتمى . د - قضا و قدر الهى به دو گونهء حتمى و غير حتمى مىباشد . بنابراين ، از اين آيه به خصوص نسخ مصطلح اصولين استفاده نمىگردد « 1 » . ولى با توجه به سياق آيات پيشين و پسين آيهء مورد نظر ، مىتوان استظهار كرد كه مراد آيهء كريمه ، همان نسخ احكام شرعى در حوزهء قرآنى باشد ، چرا كه برخى از احزابى ( احزاب از مشركان و يا احزابى از اهل كتاب ) برخى از احكام قرآنى را منكر بودند و مورد اعتراض قرار مىدادند ؛ چون توحيد خالص اسلامى و حليّت برخى از محرمات اديان كهن و يا حرمت برخى از احكام حلال آنان و يا « نسخ » برخى از

--> ( 1 ) ر . ك : علامه طباطبائى ( ره ) ، پيشين ، ج 11 ، صص 379 - 380 .